زنان باید مراقب تله‌ها‌ی زن‌ستیز باشند

zenanمادورا آسو

فحشاء یکی از آن تله‌هایست که توسط ذهنیت مردسالار و قدرت‌طلب دولتی،جهت به دام انداختن زنان و جوانان پهن شده و امروزه نیز با شیوه‌های متفاوتی در سطح جامعه به ترویج آن پرداخته می‌شود.در طول این مقاله به شیوه‌ها و راهکارهایی که توسط آن فحشاءدر جامعه روبه ازدیاد می‌نهد و چگونه جامعه‌ی ایران را به سوی نابودی و بی‌اخلاقی سوق می‌دهد، اشاره خواهم کرد. همچنین سعی خواهد شد، برای گذار از این معضل اجتماعی به راهکارهای حل آن نیز اشاره شود. چرا كه معضلاتي از اين قبيل امروزه سخت به ريشه‌هاي اخلاقي و معنوي جوامع آسيب رسانيده و جامعه‌ي‌مان نيز جهت برون‌رفت از اين مسائل با فقرآگاهي و آلترناتيو همچنان دست و پا مي‌زند. لذا تحليل مسائل مذكور و ارائه‌ي راه‌حل‌هاي آلترناتيو در اين باره، بسيار بجا خواهد بود.

بعد از اینکه نیروی قدرت‌گرایی، حاکمیت ایدئولوژیکی خود را بر جامعه تحمیل نمود، در محتوای همه‌ی پدیده‌هایی که به دست خود جامعه وضع شده و در همان حال پرنسیب‌های زندگی بودند، تحریفی ژرف ایجاد گرديد. تحریفات ایدئولوژیکی، با خود خلاء بزرگی درشیوه‌ی زندگی انسان‌ها به وجود آوردند که بعدها انسانيت نتایج آن را به قیمت‌های بسیار سنگینی پرداخته و هنوز هم می‌پردازد. یکی از این نتایج نیز پدیده‌ی فحشاء می‌باشد. بينان‌گذاران پديده‌ي فحشاء كه همانا سومريان مي‌باشند، در آغاز به سلطنت رسيدن قدرت خويش فاحشه‌خانه‌ای به نام مسقطین بنیان نهادند.در این عصر فحشاء پديده‌اي مقدس و بسیار رایج بوده که در برخی جاها زنان به معابد می‌رفتند و با کاهنان و یا هر بیگانه‌ی رهگذر که تصادفاً گذرش به آنجا می‌افتاد رابطه برقرار می‌کرد‌ه‌اند. بدین‌ترتیب رفته‌رفتهخرید و فروش زنان برده، فرهنگ چند همسری، روا دیدن رابطه با جاری یا کنیزک‌ها، ملکیت خصوصی و غیره رواج يافته است. البته ريشه‌ي اصلي اين پديده حكايت از همان ذهنيت حاکم و زن‌ستيز می‌کند كه زنان را تنها کالایی مبادلاتی، ابزاری جهت خوش‌گذرانی و ارضاء غرايز مردان تلقی کرده و از آن بهره‌ا‌ی کلان می‌بردند. بدین‌گونهاین ذهنیت درطول تاريخ تاكنون بستر مناسبی را فراهم کرد تا جامعه را به سوی ضعیفه‌گی و ضعیفه‌پروریبکشاند.چنان‌که نظام مردسالار جهت به اسارت کشیدن زنان گام‌های بلندی برداشت. البته شایان ذکر است مورد مذکور توسط ادیان و خیلی از اندیشمندان محکوم و روا ديده نشده است.اما،محکوم‌كردن اين پديده در صورتی انجام گرفته‌که اغلبسر تیرشان زنان(قربانی) بي‌شمار و مبارزه‌جورا نشانه رفته. چراکهدر این عصرها و حتی عصر حاضر نیز، شاهد زننده‌ترین سخنان روحانیون نسبت به زنان هستیم.چنان سخنانی که هنوز هم در افکار پوسیده‌ی طرفداران آنها به قوت خود باقی‌اند. اینکه بایستی زنان از زیبایی جسمی خود شرمنده باشند، زیرا قوی‌ترین ابزار شیطان است. و یا از زنان دوری گزینید، چون شما را از راه نیک به در خواهد کرد؛ مرد با تقوا مردی‌ست که با زنان آداب و معاشرت نداشته باشد وغیره را هر روز در گوش انسان‌ها زمزمه كرده و می‌کنند. این سخنان هرگز با عمل خود آن روحانیون و کشیشان دینی سنخیت پیدا نکرد، چونکه شاعران و نویسندگان از رابطه‌‌ی آنها با زنانمحارم و غیر محرم؛ افزایش به قتل رساندن شمار بسیاری از کودکانی که در نتیجه‌ی این روابط حاصل شده‌، قصه‌ها نوشتند. همه‌ی این تلاش‌ها نشانگر ذهنیت روسپیگریست، که با تزریق تزویر به ذهن‌ها برآنند، زنان را به انزوای مطلق بکشانندتا نیروی کنترل خود را فزونی بخشند.

امروزه نیز دربرخی از کشورها عمل فحشاءیا روسپیگری به صورتی باز در فاحشه‌خانه‌ها یا خانه‌های عمومی، کاباره‌ها، خانه‌های خصوصی، برنامه‌ها و تبلیغات تلویزیونی‌ و غیره انجام می‌گیرد. حتی در بعضی از کشورهای غربی به صورت یک حرفه به آن نگریسته می‌شود. در برخی ازکشورها نیز، به طوری سرپوش نهاده یا زیر نقاب، تحت لوای دین و اسلام به مشروعیت‌دهی و ترویج این پدیده‌یناهنجار می‌‌پردازند. شایان‌ذکر است، در هر دو مورد نیز محتواي پديده‌ي مذكور تغییری نمی‌کند؛تنها شکل و شیوه‌های ترویجو تقویتمتفاوت می‌گردند.یکی ازجاهایی که درصد روسپیگریدر آنجا به اوج رسیده نیزکشور ایران است. با تأكيد مي‌توان گفت كه از هنگام به قدرت رسیدن رژیم جهموری اسلامی تا به امروز شاهد بدترین و بی‌بند و بارترین روش‌های که برای ازپای درآوردن مخالفان یا نیروی تحول‌خواه جامعه زنان و جوانان به کارگرفته‌اند، بوده‌‌ایم. فحشاء نیز یکی از آن روش‌های‌ست که حساسیت‌ و نیروی واکنش‌ده جامعه را ضعیف می‌نماید. در نتیجهاین همان رژیم که به آرزوی دیرین خود همان تضعیف بنیان‌های اخلاقی جامعه‌ دست ‌می‌یازد.از اوایل انقلاب 57 تا به امروز،بدون وقفه، شاهد بکارگیری چنان راهکارهاییهستیم که رژیم با توسل به آنها سعی در تخلیه نیروهای مخالف و پتانسیل اساسی جامعه می‌نماید. با مشروع‌نمودن صیغه، فحشاء را مشروع نمود. با تجاوزات مکرر به زندانیان سیاسی و …، بر وجه‌‌ی کریه این ذهنیت صحه گذاشت. از سویی دیگر به جای محاکمه کردن و مجازات نمودن کسانی که به حریم خصوصی افراد تجاوز کرده و امنیت خلق را تهدید می‌کنند، زنان را مقصر و متهم جلوه دادند. افزایش تجاوزات گروهی در سطح خیابان‌ها و خانه‌های خصوصی افراد نشان دهنده‌‌ی همین واقعیت مذکور است. تجاوزکاران نه تنها به سزای مجازات خود نرسیدند، بلکه هر روز به امتیاز مرد بودنشان از سوی رژیم مورد حمایت قرار می‌گیرند. بدین‌ترتیب هر روز با به کارگیریموارد مشابهبر سطح نا‌هنجاری‌ها افزودند.نظام همچنان‌کوشید تا از سطح حساسیت‌های اخلاقی‌ـ‌وجدانی جامعه بکاهد، چنان که هر کس را به وضع موجود عادت دهد.

حال اخلاق و وجدان یعنی چه؟ البته نبایستی اخلاق را در چارچوب نگرشی تنگ‌نظرانه و تعصبی نسبت به زن يا خانواده تفسیر نمود. رهبر آپو نیز در نظریات خود بارها بر این موضوع تأکیدنموده‌اند که: “اخلاق، وجدان مشترک جامعه‌ است. هر چیزی که اجتماعی باشد اخلاقی‌ و هر چیزی که اخلاقی باشد نیز اجتماعی است”. بنابراین از اين گفتمان نتيجه مي‌گيريم كه؛ اخلاق، وجدان بیدار جامعه می‌باشد که در مقابل هر گونه نابه‌هنجاری‌ای حساس و نیروی سریع واکنش‌دهی و مقاومت است. اخلاق برای جامعه امری حیاتی می‌باشد. رهبر آپو در بخشی دیگر از نظریات خود می‌گوید: “اخلاق را می‌توان به‌عنوان بهترین راه‌ تأمین اقتصاد و به عبارت صحیح‌تر تأمین نیازهای بنیادین زندگی تعریف نمود”.مقاماتجمهوریاسلامیایران ازعمدهدلایلیکهموجبافزایشروسپیگریشدهرا،میللذت‌جوییدرمردانومشکلاتاقتصادیزنانمی‌دانند.

حالاینكه مشکلاتاقتصادیازکجاسرچشمهمی‌گیرندومیل‌لذت‌جوییراکدامسیاستغلطیابهتربگویمعمدیتقویتمی‌کند؟ این جاست که سوأل‌های زیادی به ذهن خطور می‌کند. واقعا چرا باید برای تأمین زندگی طبیعی، انسان‌ها روح و جسم خود را بفروشند؟ آیا ایران، سرزمین فقیری است؟ یا جمعیت‌اش آنقدر زیاد که درآمدهای منابع زیرزمینی و روزمینی کفایت خرج آن‌ها را نمی‌کند؟ یا هنجارهای اجتماعی‌ـ اخلاقی تا این حد افول کرده‌اند که انسان‌ها برای زنده ماندن، جسم و فکر خود را بفروشند؟بدون شک جواب نه است. چرا که بیش از سه‌دهه‌یمتوالی‌ست رژیم با تکیه بر ذهنیتی که هر لحظه تفکرفروشی و تن‌فروشی را بسط و گسترش می‌دهد، به استمرار و عمربخشی به سیاست‌های خود می‌پردازد.اقتصاد برای برطرف‌کردن نیازهای جامعه است نه برای فروپاشاندن بنیان‌های جامعه. اگر جلوی بودجه‌ی هنگفتی که هر روز به جیب بسیجیان سرازیر می‌شود را گرفت، بدون‌شک هیچ انسانی برای امرار معاش روزانه‌ی خود مجبور نمی‌شود که تن‌فروشی کند. البته بسیج نیز شیوه‌ی دیگر یا همان رنگ دیگر روسپیگری‌ست که سعی خواهم کرد در طول مقاله به این مورد نیز بپردازم. شایان ذکر است اگر جلوی فسادهای مالی‌ای که مسئولان عالي رتبه‌ي رژیم به بار آورده که در نتیجه‌ی آن میلیاردها تومان دزدی کردند و هنوز هم می‌کنند،گرفته می‌شد، شاید مسئولان دولت اسلامی،عمده علل روسپیگری را فقر اقتصادی نمی‌دانستند.

از یک مسئول دولت اسلامی نقل قولی دارم که اظهار داشته‌اند: در برخی از کشورها هر گونه ارتباط جنسی با دختر 15 ساله؛ حتی در صورت موافقت دختر، مشمول بدترین مجازات‌هاست؛ و معترض است که ما هیچ گونه قانونی جهت حمایت از چنین حقی برای دختران میهن‌مان نداریم. انگار این مسئول فراموش کرده که سن قانونی ازدواج دختران در همین کشور 9 سال است. بیش از ۶۰ درصد زنان خیابانی، سوءاستفاده جنسی را در كودكی تجربه كرده اندكه۷۰ درصد این آزارها از سوی پدر یا ناپدری بر قربانیان اعمال مي‌شود.در واقع اگر امروزه بیلان فحشاء، بیکاری، فقر فرهنگی و اقتصادی، اعتیاد، فرار دختران از خانه، فرار از کشور و… به اوج رسیده در نتیجه‌ی همین قوانین تبعیض‌آمیز و جامعه‌ستیز رژیم به وجود آمده‌اند. این در حالی‌ست که، کاهش سن تن‌فروشی و اقبال بازار تقاضا، به سمت کودکان فاجعه برانگیز است.چنان‌که مقامات کشور ایران برای فروش کودکان دختر ایرانی هر روز تقاضاهای زیادی را از شیخ‌نشینان امارات عربی دریافت می‌کنند. چونکه شیخ‌نشینان لذت‌جوی امارت به دختران کم سن و سال یا بهتره بگویم کودک علاقه‌ی بیشتری دارند. نرخ کودکان دختر 20 میلیون و زنان بالغ 10 میلیون تومان ارزیابی شده است. بدین‌ترتیب رژیم‌های اسلامی‌ که در رأس آن رژیم اسلامی ایران قرار دارد اینگونه بازار خرید و فروش زنان و کودکان را گرم نگه می‌دارند بلکه بتواند اقتصاد کشور را رونقبخشیده و فرهنگ جامعه را دگرگون سازد. جسم و روح انسان‌ها آنقدر بی‌ارزش گردیده که امروزه به کالای مبادلاتی و تجارتی دلالان (سکس) جمهوری اسلامی مبدل گردیده است. هر بار نیز برای اینکه جلوی انتقادات و سرزنش‌ها را بگیرد،با آوردن آیه‌ای از قرآن به مشروعیت دینی آن تأکید می‌کند و صحه می‌گذارد. مقوله‌ی صیغه یا ازدواج موقتی نیز یکی از این موضوع‌های مورد بحث است که رژیم با مشروعیت بخشیدن به وجه‌ی کریه‌ آن، روسپیگری را مشروع می‌کند. خبرهای زیادی از افزایش آمار ازدواج موقت یا صیغه می‌رسد که عواقبش موجب افزایش آسیب‌های اجتماعی می‌گردد. آیا واقعاً مشکلات اقتصادی دلیل اصلی افزایش روسپیگری‌اند، یا قوانین جمهوری اسلامی که صیغه =تن‌فروشی مشروع را روا می‌‌بینند. آیا زیادشدن شهوت‌جنسی در مردان باعث افزایش روسپیگری شده یا قوانینی که چند همسری را حق مردان می‌دانند. این درصورتی‌ست که ازدواج موقت نه‌تنها با خود رفاه اقتصادی و آرامش روحی‌ـ‌روانی را به همراه ندارد؛بلکه نتایجیچون، زیاد شدن شمار کودکان ناخواسته‌ای که حتی پدرشان اتباع ایرانی نیستند؛ افزایش آمار بیماران ایدزی؛ افزایش اختلات روانی و روحی بین مردان و زنان را موجب گشته است. انجمن روانشناسی کشور خبر داده که از هر پنج ایرانی یک نفر مبتلا به اختلالات روانی ست. این بیماری در خانم‌ها افسردگی و در آقایان اختلالات حاد روانی‌ را درپی داشته است. انسانی بیمار با خود، جامعه‌ای بیمار را به بار خواهد آورد. چراکه این پیوندها بربنیانی سست، موقتی، گذرا، به راحتی دل‌‌می‌دهد و ‌دل‌می‌کند، وقت‌گذران و لحظه‌نگر یااینکه هر دو طرف نیز به دنبال راهی برای ارضاء عقده‌های خویشند، نهاده‌ می‌شود. زیرا رابطه‌ها بر اصولیکه رسیدن به کمال انسانیت هدفشان باشد، بنا نمی‌گردند. اعتماد و اعتقاد به دوستی، پیوندی صادقانه و بزرگ‌منشانه، رابطه‌ای کامل‌کننده و پیشرفت‌دهنده جای خود را به رابطه‌ای متزلزل، موقتی، خشن و دروغین سپرده‌ است. این‌ها همه در حالی‌اند که رژیم هر روز از موفقیت ازدواج و خانواده‌‌ یا بهتراست بگويم (خانواده‌های دولتی) دم می‌زند. اما ازهر چهار ازدواج یک ازدواج به طلاق می‌‌انجامد؛سن ازدواج افزایش و میل تشکیل خانواده‌ی دولتی کاهش پیدا کرده است. طی تحقیقاتی که انجام گرفته جوانان ازمحیط خانواده گریزانند و برایشان این محیط امنیت و صمیمیت را بیان نمی‌کند. افزایش آمارفرار دختران از خانه،بی‌تفاهمی و عدم درک متقابل، تعارضات و خشونت خانگی، تجاوز به محرم، افزایش آمار طلاق، خودکشی، بی‌اعتمادی، فقر، قتل‌های ناموسی و… دال بر این واقعیتند. رهبر آپو معتقدند که، خانواده میکرومدل(مدل کوچک) دولت است. پس فروپاشی چنین خانواده‌ای در واقع سست‌شدن بنیان‌های دولت اسلامی ایران و شکست سیاست‌های جامعه‌کش رژیم را نشان می‌دهد. بدون‌شک اگر انسان‌ها در ذهنیت و طرز نگرش خود نسبت به رابطه‌های اجتماعی خویش تغییراتی بنیادین صورت ندهند نه می‌توان رابطه‌ای اخلاقی؛ صمیمی و صادقانه در کانون خانواده ایجاد کرد و نه می‌توان جلوی افزایش آسیب‌های اجتماعی را گرفت.یکی دیگر از نتایج فروپاشی و شکست خانواده‌‌ای مدل جمهوری اسلامی، آمار سر به فلک‌کشیده‌ی بچه‌های طلاق‌اند. آیا چگونه آینده‌ای در انتظار این کودکان است؟ یا اینکه سرنوشت بچه‌هایی که در نتیجه‌ی روابط خارج از ازدواج به دنیا آمده‌اند چه می‌شود؟ جواب این سؤال‌‌ها اسفبارتر از آن است که بتوان در یک مقاله به آن پرداخت! پس در واقع عاملان اصلی افزایش فحشاء که شکل خشن خشونت علیه زنان و جامعه است را در قوانین اسلامی ایران باید جست و مسئول اساسی افزایش آسیب‌های اجتماعی نیز خود مقامات نظام‌اند.همچنین در سال‌های اخیر افزایش طلاق بین دختران از سنین 10 تا 15 سال شمار چشم‌گیری داشته است. خواسته یا ناخواسته این سوال به ذهن خطور می‌کند، آیا دخترانی که در این سن بیوه می‌شوند به چه کارهایی دست می‌زنند؟ چگونه زندگی عاطفی و اقتصادی خود را تأمین می‌نمایند؟ از طرف خانواده با چه استقبالی مواجه می‌شوند؟ جامعه با چه طرز نگرشی به آن‌ها می‌نگرد و…؟سازمان بهزیستی کشور ایران به این مورد اشاره می‌کند که سن روسپیگری در ایران از هر سال که می‌گذرد نسبت به سال قبل کاهش می‌یابد.مسئولینی که به افزایش آمارهای سربه فلک نهاده‌ی مسائل و آسیب‌های اجتماعی اعتراف می‌کنند نیز، بیشتر از اینکه از سیاست غلط نظام انتقاد به عمل آورندبيشتر به نقد فرهنگ و اخلاق جامعه می‌پردازند.یعنی جامعه را مسئول افزایش این ناهنجاری‌ها می‌دانند. ما در بالا نظرات رهبر آپو را آوردیم چیزی‌هایی که اخلاقی‌اند درعین حال نیز وقت اجتماعی‌ هستند. پس هیچ ربطی بین روسپیگری و اخلاق اجتماعی وجود ندارد. چون پديده‌ي روسپيگري محصول ذهنیت مردسالار و قدرت‌گرا است. خود قدرت نیز با ذات و جوهر اجتماعی‌بودن در تضاد است. چونکه قدرت زاده‌ی ذهنیت قشری خاص و فرادستاست کهبا مکیدن شریان‌های جامعه به زندگی خود ادامه می‌دهد. اما جامعه بستر دموکراسی و تفاوتمندی‌های بسیار. بنابراین تا وقتی که نتوانیم علیه چنین ذهنیتی به نیروی تحلیلی ژرف و بکارگیری راهکارهای مثبتمبارزه دست یابیم،‌ نخواهیم توانست در قبال تاریخ انسانیت،‌ دین انسان‌بودن خود را ادا کنیم.

با نگاهی دیگر اگر به مقوله‌ی روسپیگری یا فحشاء بنگریم. تفکرفروشی یا روسپیگری فکری، آسیب‌رسان‌تر از روسپیگری جسمی است. نبایستی اجازه داد رژیم با ترویج فرهنگ بسیج و بسیجی بر اذهان‌ و عقايد مسلط گردد. تن‌دادن به فرهنگ بسیج همان روسپیگری فکری‌ می‌باشد. شاید خیلی از انسان‌ها برای کسب معاش به عضویت بسیج در می‌آیند اما لازم است که این مقوله را خوب درک کنند فرهنگ بسیج، فرهنگ خیانت به ارزش‌ها و هنجارهای‌ اجتماعی‌ـ‌اخلاقی است. فرهنگ بسیج هیچ ارتباطیبه فرهنگ اجتماعی ندارد. بنابراین چیزی که اجتماعی نباشد، اخلاقی نیز نمی‌باشد.

مایل هستم بدانم، کسانی که به عضویت بسیج در می‌آیند، هیچ برایشان این سؤال پیش آمده که به چه قیمتی جاسوسی خانه‌، دانشگاه، مدرسه، مسجد و… رابرای دولت می‌کنند؟رژیم تحت‌نام برقراری امنیت اجتماعی با گسترش حوزه‌های بسیج، بی‌امنیتی، بی‌اعتمادی و فرهنگ خبرچینی را بسط می‌دهد. پس تمام این‌ها گویای این واقعیتند که روسپیگری در ذات و بطن رژیم جمهوری اسلامی ایران پديده‌اي نهفته است. زنانی که هر روز با ذهنیت بسیجتغذیه می‌شوند، هر لحظه بیشتر از لحظه‌ی دیگر از هویت اصلی خود دور شده و با خدمتی که بهسازمان بسیج می‌کنند، بر عمر فرهنگ بردگی می‌افزایند. بسیج استثمار می‌کند و بردگی را می‌آموزد. بايد پرسيد آيا زنانی که از طریق همین فرهنگ آموزش دیده‌اند، چگونه آموزگارانی برای نسل آینده خواهند بود؟رژیم در طول سالیان عمر خود به جزء تزریقتزویر و ناهنجاری به رگ‌های جامعه؛ بسط‌دادن فرهنگ بسیج(روسپیگری دولتی) هرگز کاری که به نفع جامعه و برای پیشرفت ارز‌ش‌ها و رفاه اجتماعی انجام نداده و نخواهد داد. زیرا جوهر و ذهنیت این نظام با اخلاق انسانيت مغایرت دارد.

بنابراین بایستی در مقابل این روش‌هایی که از ذهنیت فوق‌الذکر نشأت می‌گیرد دقت و توجه لازم را از خود نشان داد. تنها این نیز برای از بین بردن چنین ذهنیتی کافی نیست. زیرا تله‌هایی که این رژیم برای به دام انداختن پهن می‌کند بیشتر از تصور لازم‌اند. برای گذار از این ذهنیت و همه‌ی پس‌مانده‌هایش احتیاج به طرز نگرشی ژرف تاریخی و ایدئولوژیکی است. زیرا همه‌ی گام‌های رژیم حساب‌شده و با ظرافتی خاص برداشته می‌شوند. طرز نگرشی ایدئولوژیکی و تحلیل ژرف تاریخی در قبال این ذهنیت به ما کمک خواهد کرد که هم حمله‌های مقابل و هم برداشتن کدام گام و نشان‌دادن کدام موضع در مکان و زمان معین را از پیش در نظر گیریم. بایستی گام‌های که در راستای پیشبرد مبارزه و سازماندهی برداشته می‌شوند را با منطق ایدئولوژیکی و دانایی تاریخ‌مان بسنجیم. باید خود را از آن طرز نگرش عاطفی به رویداد، پدیده‌هاو مبارزه رها ساخت. احساساتی که سالیان متمادی‌ست بسان نقط ‌‌ضعفی بر علیه‌مان به‌کار و مورد سوءاستفاده قرار گرفته که در نتیجه‌ی آن به مبارزات‌مان لطمه‌های زیادی‌ وارد ساخته را باید با منطق و بینشی فلسفی مورد ارزیابی قرار داد. نگرشی، فکر و ذهنیتی که خود را از هرگونه اشکال ذهنیتی نظام‌ مردسالار رها نسازد محکوم به شکست است. با ذهنیتی که هر روز تو را می‌کشد و حقوق طبیعی‌ات را پایمال می‌کند نمی‌توانی به آزادی و دموکراسی فکر کنی. زیرا بیش‌ از خودفریبی و عوام‌فریبی چیز دیگری در بر ندارد. قبل از هر چیز راه‌ و روش‌های مبارزه بایستی عاری از هرگونه پیوندی با ذهنیت حاکم باشند. به‌کارگیری روش و راهکاری‌های مشابه هیچ تفاوتی را بین کسانی که آزادی‌خواه‌اند و کسانی که حاکم‌اند را باقی نمی‌گذارد. به هیچ وجه نبایستی به این ذهنیت و اشکال آن اعتماد کرد. نبایستی توقع رعایت‌کردن حق و حقوق را داشت. در چارچوب نظام حاکم و با چنین قوانین و شرایطی که در آن به سر می‌بریم نمی‌توان از حقوق طبیعی و برابر انسانی حرف زد، باورکردن این ادعاهاتنها مي‌تواند یک دروغ بزرگ و وقت‌کشی باشد. به قول معروف حق گرفتنی‌ست. پس چیزهایی که حق‌ ما هستند را گدایی نمی‌کنیم. بلکه با ارتقاء‌دادن مبارزه و غنی‌ساختن راهکارهای گسترش سازماندهی‌مان به آن دست خواهیم یافت. بایستی با اراده‌ای که هرگز سر تعظیم در مقابل هیچ حکومت، نظام و شخص زورگویی فرود نمی‌آورد؛ به میدان مبارزه قدم گذاشت. باید با چنان آمادگی‌ای به صحنه‌ی مبارزه گام نهاد که بعد از روبه‌رو آمدن با چند مشکل، صحنه‌‌ی را ترک نکرد. زیرا مبارزه از خودگذشتگی و کوششی بی‌امان و بدون وقفه می‌طلبد. جسارت، اراده‌ای راسخو عزمی جزم کرده می‌خواهد. بدیل و بهایی به اندازه‌‌ی فداکردن جان می‌خواهد. مبارزه در میدان عمل بودن است. چیزهای را که باور داری برای به دست آوردن‌شان تلاش خواهی کرد. زنان ایرانی می‌توانند این تقدیر شوم و تحميلي را تغییر دهند. فقط کافی‌ست كه با سازماندهی‌ای گسترده‌تر، یکپارچگی بیشتر و جسارت لازم به میدان مبارزه گام برداشت. ناجی، خود ما هستیم. نباید منتظر فرصت نشست زیرا همین لحظه‌ای که از دست می‌رود نیز فرصتی‌ست که فردا حسرتش‌ را خواهیم خورد. باید اراده کرد و همه‌ی زنجیرهای ترس و رعبی که رژیم برای ساکت کردن‌مان به‌کار می‌گیرد را، از میان برداشت. باید طرز نگرش خویش را به زندگی عوض کرد. همان طرز نگرشی که وضع موجود را تقدیر دانسته و اراده‌ی مقابله را از خود نشان نمی‌دهد. تسلیم رویدادها و پدیده‌هایی که به دست همین ذهنیت ساخته‌ شده‌اند می‌گردد. اگر مبارزه‌ای همه‌جانبه نباشد بستر مناسبی فراهم می‌گردد که نظام جسارت گرفته و به راحتی هر کار که دلش می‌خواهد و هر چه که به‌نفعش هست را عملی سازد. تمام مشکلات، مسائل و حتی بیش از آنهایی که در فوق ذکر شد نیز، نتیجه‌ی عدم نگرشی ایدئولوژیک و تاریخی به ژرف‌های آن است. ایدئولوژی رهایی زنان کورد ایده‌آل‌ترین ایدئولوژی‌‌ معاصري‌ست که با چشم‌اندازی کاملاً متفاوت به تحلیل و واشکافی مسائل زنان می‌پردازد. تنها مختص به زنان کورد و یا جنس زن نیست. زيرا سعی دارد با گذار از ذهنیت مردسالار و جنسیت‌گرای اجتماعی ذهنیت موجودی که خویش را فراگیر نموده و در هر کشوری و تحت هر دینی و به هر شکلی به استثمار جامعه می‌پردازد را، با گستردهی و همه‌گیرکردن مبارزه‌ی آزادی‌خواهی از میان بردارد.

نگرش اتحادیه‌ زنان شرق کوردستان (یژرک) نیز همسو با این ایدئولوژی‌ست. زنان شرق کوردستان و ایران بیش از آب و نان به ایدئولوژی نیاز دارند که بتوانند بر مبنای آن به مبارزه و سازماندهی خویش بپردازند. اگررهنمود و چشم‌اندازهای لازم برای مبارزه همیشگی نباشد، همان گونه که در تاریخ نیز شاهد بوده‌ایم موفقیتغیر ممکن خواهد بود. اگر مسائل ژرف ذهنیتی به صورتی مستمر مورد ارزیابی و بررسی قرار نگیرند و برای گذار از آنها تلاش لازم انجام نپذیرد، نخواهیم توانست در مقابل تله‌های ذهنیت حاکم از خود صيانت به عمل آورده و مبارزه‌ي آزادي‌خواهي‌مان را ارتقاء بخشيم. بدون‌شک هر زن و هر انسانی باید یاد بگیرد که چگونه از خود و ارزش‌های جامعه‌ی خویش دفاع کند. این حق مسلم و وظیفه‌ی اساسی هر کسی‌ست. به میزانی که در مقابل عملکردهای نظام حاکم سکوت کرده و یا برای مبارزه کردن دچارتردید شویم، به همان میزان در مقابل آینده و تاریخ، مسئولیت‌مان سنگین و اشتباه‌مان غیر قابل بخشش خواهد بود. بدین‌سان قوانینی که با ذهنیت مردسالار وضع شده‌ را نپذیرفته و برای تغییرشان مبارزه‌ی لازم را انجام خواهیم داد. زنان خود قربانی این ذهنینت هستند. پس مقصر را ذهنیت و محکوم را نیز همان اشکال زاده‌‌شده‌ی آن می‌دانیم. پس بایستی در مقابل ذهنیت بی‌رحمی که در یک چشم به‌هم زدن می‌تواند ما را محکوم کند؛ همه‌ی حقوق‌مان را از ما سلب کند؛ مقصر اصلی نشان دهد؛ به دار بیاویزد و در آخر گویی ناجی‌ست تحت نام خواهران زینب به دادمان برسد، با عزمی جزم کرده و اراده‌ای راسخ ایستاد. بی‌شک با کسب آگاهی لازم در سطح سازمانی و مبارزاتی، خواهیم توانست، بدون تکرار اشتباهات تاریخی به این وضع خاتمه‌ دهیم.

On August 6th, 2013, posted in: Jineolojî, KJKONLINE by