مبارزات سازماندهيشده و آگاهانهي زنان خط بطلاني بر سياستهاي جنگ ويژه

kkk (1)اويندار آرارات
ما بهعنوان خلق كرد در طي 30 سال مبارزات آزاديخواهانه، تمامي تلاشمان در راستاي صيانت از موجوديت، كسب هويت مليـ دمكراتيك و نيل به جامعه و جهاني آزاد، برابر و عادل بوده است. تغيير و تحولات اجتماعي كه از طريق مبارزهاي آشكار با دشمنان خلقمان عملي ميگردد، داراي ابعاد گوناگون و همهجانبه بوده، و علاوه بر آن مبارزهاي است ايدئولوژيك. پيشرفت مبارزه و دستيابي به آزادي بدون رسيدن به ادراكي ژرف از بردگي حاصل نميگردد؛ مسلماً ايجاد تغيير و تحول را در جامعه براي خويش همچون يك وظيفه شمرده و جهت آگاه نمودن انسانيت تلاشي بيوقفه را در سرلوحهي فعاليتهاي خويش قرار دادهايم. ميبايست با درك صحيح و درست از واپسگرايي و بردگي كه  از سوي نظام حاكم بر جامعه تحميل ميشود، با آن برخورد نموده و آنها را رد كرد. جهت رسيدن به چنين مرحلهاي، تلاش، ايمان و ارادهاي عظيم و راسخ شرط اساسي است. ما بهعنوان خلق كرد، بهويژه زنان كرد همچنانكه با پيشرفت تدريجي زمان اشكال گوناگون بردگي و نابودي ذهنيتييـ  شخصيتي خويش را هرچه بيشتر درك كردهايم، بايستي بيشتر از هر زماني به آزاديايمان نزديكتر شويم. چرا كه آزادي بهويژه در رابطه با ما زنان مقولهاي است كه ميبايست آن را واجبتر از نان و آب دانست. عليرغم افزايش تهاجمات همهجانبهي دشمن به زندگي آزاد و مبارزات آزاديخواهانهمان، با ايجاد تغيير و تحولات اجتماعي از طريق ارتقا و پيشبرد مبارزات فرهنگي و اجتماعي ـكه بيانگر انقلابي در درون انقلاب است ـ نيرومندانهتر از هر زماني به مبارزاتمان ادامه خواهيم داد.

رهبر آپو اولين اقدام و گام خويش را با تشخيص و ارائهي اين نكته آغاز كرد: «پيشرفت جامعهي آزاد، با زن برده امكانپذير نخواهد بود.» بر اين مبنا بود كه در جامعهي كردستان انقلاب زنان راسازماندهي كرد و آن گسترش داد. رهبر آپو، سقوط و شكست 5000 سالهي زنان را كه اولين حلقهي بردگي و سقوط اجتماعي است به ما نشان داد و تصريح نمود كه آزادي تنها از طريق به اوج رسيدن سطح روشنفكري و روشنگري زنان، سازماندهي و مبارزه امكانپذير ميگردد. هر اندازه كه زنان كرد در مبارزات آزاديخواهانه از نظر ذهنيتي، روحي و اجتماعي پيشرفت نمايند بههمان ميزان نيز زمينه جهت نيل به آزادي هموارتر خواهد شد. پس از مبارزهاي سترگ، در جامعهي كردستان تغيير و تحولات عظيمي حاصل شد. اگر امروزه در سطح جامعهي كردستان ما شاهد يك رنسانس ايدئولوژيكي، سياسي و اجتماعي ميباشيم، بهتمامي نتيجهي اين مبارزات و عليالخصوص مبارزات آزاديخواهانهي زنان ميباشد. رهبر آپو واقعيت زنان را در جامعهي كرد و همچنين مناسبات اجتماعي، نيروي برابريخواهي و سازماندهي عادلانهي او را در جامعهي نوسنگي هر چه بيشتر عيان و آشكار ساخت. اما در حيات روزانه نشاني از موارد مذكور وجود نداشت و زنان به اين مرحله از خود آگاهي نرسيده بودند. رهبر آپو تمامي اين موارد را واشكافي نمود و بهعنوان اساسيترين اصل جهت درك جامعهي آزاد آن را به ما شناساند. آزادي جامعه را در تناسب با آزادي زنان آن جامعه دانست. همچنين گسترش مبارزات آزاديخواهانهي زنان را بهمنزلهي نيرويي بنيادين براي تغيير جامعه مدنظر قرار داد. زنان كرد با درك اين تحليلات به چنان سطحي از آگاهي و معرفت رسيدهاند كه اكنون در پيشبرد انقلاب ذهنيتي و اجتماعي نقش پيشاهنگ را برعهده داشته و در برقراري جامعهاي دموكراتيك تعيينكننده ميباشند. رهبر آپو بهميزاني كه از نظر تئوريك نحوهي مبارزات، سازماندهي و سطح روشنگري زنان را همچون ضرورتي افزايش داد، همزمان عملاً در تمامي جامعه نيز آن را گسترش داد. تغيير و تحول را در تمامي عرصههاي مبارزه توسعه داد. امروزه پيشاهنگي زنان در مبارزات و تمامي عرصههاي اجتماعي، نتيجهي مبارزات و تلاشهاي بيوقفهي رهبر آپو است.

مبارزات آزاديخواهانهي زنان پيش از هر چيز در عرصهي ذهنيتي صورت ميپذيرد. چرا كه حاكمان و قدرتگرايان پيش از هر چيز سعي در فتح ذهنيتها داشتهاند؛ بههمين دليل نيز زنان از لحاظ ذهنيتيـ فكري از جامعه و زندگي رانده شدهاند. براي نمونه عبارت «گيسو بلند و ناقصالعقل» ابتدا در ذهنيت زنان، سپس در ذهنيت تمامي جامعه حاكم گرديده و جاي گرفته و بهتدريج در تمامي مناسبات زندگي هم رسوخ كرده است. نقش زن در مديريت زندگي اجتماعي، رفتهرفته با تهاجمات ايدئولوژيكي كمرنگ شده و از ميان برداشته شده است.
عليرغم اينكه زن جوهرهي زندگيست، اما به او همچون خطري بزرگ در اجتماع و زندگي نگريسته ميشود. اساس شكلگيري بافت ايدئولوژيكي مرد مقتدر نيز اينچنين پيريزي شده است. بهميزاني كه ايدئولوژي مردسالاري نهادينگي يافت، بههمان ميزان نيز بهراحتي توانست زن و جامعه را به بردگي بكشاند. نيروهاي قدرتگرا و حاكم جهت آنكه بتوانند از افزايش سطح آگاهي و تغيير و تحولات دموكراتيك اجتماعي ممانعت بهعمل آورند، پيش از هر چيز زنان را هدف قرار ميدهند. هدف اساسيشان از اين اقدام قبولاندن ذهنيت استثمارگر خويش به جامعه و ممانعت از مبارزات آزاديخواهانه ميباشد. بههمين دليل نيز به طور گسترده از تاكتيكهاي جنگ ويژه استفاده ميكنند. تاكتيكهايي كه در آن ذهنيت تمامي جامعه آماج حملات همهجانبه قرار ميگيرد و هدف اساسي از آن فلج كردن ذهنيت ميباشد.

يكي از اهداف آنها ايجاد مانع در برابر سطح آزاديخواهي و دموكراسيطلبي جامعه و جاودانهسازي خصوصيات واپسگراي جامعهي جنسيتگرا است. همزمان حملات ايدئولوژيكي را نيزگسترش ميدهند. بهخصوص سعي دارند از طريق رسانهها، سينما و موسيقي برخي خصوصيات سنتي ذهنيت مردسالار را نهادينهتر و عميقتر نموده و ديدگاه جامعه را نسبت به زنان منحرف سازند. سريالهاي تلويزيوني كه بر اساس ايدئولوژي و ذهنيت دولتي و مردسالار توليد ميشوند، از راه برجستهنمودن خصوصيات جامعهي جنسيتگرا اما بهشكل ظريف، هم زنان و هم كل جامعه را آماج بمباران رسانهاي و تبليغاتي قرار ميدهند. بدينگونه تهاجمات ايدئولوژيكي خويش را گسترانده و خواهان بسط خصوصيات جنسيتگرايانه و مردسالارانه در ذهنيت و زندگي اجتماعي هستند. زنان و جوانان مهمترين اقشاري هستند كه هدف حملات ايدئولوژيكي نظام قدرتگرا ميباشند. برآنند كه با دور ساختن اين دو قشر از جامعه و مبارزات آزاديخواهانهي اجتماعي، جامعه را منحرف ساخته و همچنان به استثمار آن ادامه دهند. نظام، با شيوههايي همچون اشاعهي بياخلاقي و فحشا، ترويج اعتياد در ميان زنان و جوانان درصدد گسترش انحطاط اخلاقي و بيشخصيتي است. موفقيت در اين كار بهمعناي رسيدن نظام به اهداف پليد خويش كه همان از ميان برداشتن جامعهگرايي و ايجاد جامعهاي فاقد آينده است، ميباشد. زنان و جوانان بهمنزلهي ديناميسم و نيروهاي اساسي تغيير و تحول در جامعه بيش از هر قشر ديگر مورد توجه فرادستان و اقتدارگرايان بودهاند. از اين نقطهنظر بيشترين حملات ايدئولوژيك، ذهنيتي و فرهنگي معطوف به اين نيروها مي باشد. امروزه در سطح كردستان ما شاهد همپيماني دول تركيه، سوريه، عراق و ايران عليه زنان و جوانان كرد كه تجلي تمامي جامعهي كردستان هستند، ميباشيم.

در ارتباط با سياستهاي مذكور، خلق كرد عامدانه با عقبماندگيهاي اجتماعي و واپسگراييهاي ناشي از آن مواجه بوده و آشكارا او را در چنين وضعيتي قرار دادهاند. دولت در مقابل قتل زنان كه تحتلواي ناموس انجام ميگيرند، همچنان سكوت اختيار كرده است. اين مورد بر همگان عيان است كه مكانيزمهاي دولتي، هموراه زمينه افزايش تجاوز و خشونت عليه زنان را، آماده ميكنند. همزمان بخشي از همان فرهنگ تجاوز از سوي نظام حاكم با شيوههاي اعمال فشار و سركوب عليه زنان روا داشته ميشود. از سويي ديگر دولت در راستاي تروريزهكردن جنبش آزاديخواهي خلق كرد، سعي دارد كه با سفسطهبافيهايي همچون «مخالفت با قانون و امينت ملي»، زمينه را براي تجاوزهايي كه بهانجام مي رساند هموار سازد.
تمامي تاكتيكهاي جنگ ويژه و عرصههاي دولتي مردسالار حاكم، با پيشرفت سطح مبارزات آزاديخواهانه، آگاهي و سازماندهي كه در شخص زن به تمامي جامعه بازتاب داده شده، رسوا شدهاند. نيروهاي مقتدر كه با تهاجمات و سياستهاي جنگ ويژه و پليدشان به نتيجهي دلخواهشان نرسيدهاند، با استفاده از شبكههاي ويژه، اقدام به ربودن دختران جوان وكودكان، به فاحشگي و اعتياد كشانيدن و در بعضي جاها دست به قتلهاي فاعلمجهول ميزنند. اعمال مذكور، بخشي ازجنگ ويژه و رواني ميباشد كه بدست خود دولت صورت ميگيرد. مزدورسازي دختران جوان كُرد هم بخشي از اين سياستها و در راستاي آن ميباشد. ايران، تركيه و سوريه با همپيماني بهطور مشترك در هر سه بخش كردستان اين سياستهاي پليد را عملي ميسازند. نمونهي برجستهي آن را ميتوان در جنوب كردستان، كه ايران مستقيماً در آن دست دارد ديد. واضح و مبرهن است كه چنين تجاوزي از طرف خود دولت عليه جامعهي كرد روا داشته ميشود.

آشكار شدن اقدامات بهدور از اخلاق در جامعه، عليالخصوص ربودن دختران جوان و كودكان كه در اين اواخر روبه افزايش نهاده، موردي تاملبرانگيز ميباشد. اين مورد در شمال كردستان در حد فزايندهاي قابل مشاهده ميباشد. رويدادهايي از اين قبيل كه بهصورتي پنهاني از سوي دولت انجام ميگيرند و دولت از آنها حمايت بهعمل ميآورد، روزانه در حال افزايش ميباشند. اگر تنها همچون رويدادي منطقهاي بدانها بنگريم، دچار اشتباه خواهيم شد؛ توطئهاي عظيم و اهدافي همهجانبه در ميان ميباشند. موارد مذكور خطر و تهديدي جدي عليه تماميت و موجوديت جامعه و بهويژه زنان و جوانان ميباشند. هويت كساني كه دست به چنين اقداماتي زده يا از آن حمايت مينمايند، بايد براي همگان آشكار شود.

در راستاي خنثيساختن حملات نظام سلطهگر، نخست بايستي فعاليتهاي روشنگرانه و آموزشي از سوي خانواده پذيرفته شوند. به همين جهت مهم است كه فرزندان خويش را با مبارزات آزاديخواهانه آشنا نموده و سازماندهي نمايند. همچنين جوانان بايد با ترويج مبارزه و سازماندهي، قادر به دفاع از خويش باشند. براي خنثيسازي هرگونه تهاجم، بهترين تدبير عبارت است از آگاهي به دفاع مشروع و سازماندهي نمودن آن بهخصوص در بين زنان و جوانان. چرا كه زمينه براي هرگونه حملهي خارجي هموار است و ميبايست به مقابله با اين وضعيت پرداخت.
بايستي با سياست جنگ ويژه مقابله كرد و به اقدامات پليد دولتها پايان داد. يكي از ابتداييترين ضروريات اين فعاليت، تأسيس نهادهاي جامعهي مدني است. بايد جامعه را از طريق رسانهها هوشيار و آگاه ساخت. آشكار ساختن شبكهها و مراكز مخفي كه زنان و جوانان را تحت خشونت قرار داده و به آنها حقارت ميكنند، امري اغماضناپذير است.

كمپين «مبارزات خويش را به اوج ميرسانيم و از فرهنگ تجاوز گذار خواهيم نمود» به پيشاهنگي جنبش آزاديخواهي زنان آغاز به فعاليت نموده است. هدف اساسي از اين كمپين پيشبرد مبارزهاي تاثيرگذار، علمي، آگاهانه و سازماندهيشده، در برابر هرگونه فرهنگ تجاوز عليه زنان و جامعه ميباشد. حال اين تجاوز بدست دولت باشد يا مرد حاكم تفاوتي نخواهد داشت؛ چرا كه هر شيوهاي از خشونت، شكنجه و قتلعام زنان ريشه در فرهنگ تجاوز دارد. در بيشتر موارد اين خشونتها آشكارا عليه زنان و جامعه روا داشته ميشود. اين خشونتها در همهي عرصههاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و حقوقي انجام ميگيرند. جهت آنكه قادر به مبارزه در برابر اين اقدامات باشيم، آگاهي ايدئولوژيكي، آموزش و سازماندهي جزو شروط اساسي و اجتنابناپذير ميباشند. اين مورد نيز داراي اهميت است كه زنان و جوانان در برابر سياستهاي مدرنيتهي كاپيتاليستي، بازيهاي پليد، ظاهرسازيها و چهرهي نقابدار مرد حاكم فريب نخورده و داراي رويكردي آگاهانه باشند. بر اين مبنا ضروري است كه جهت رسيدن به معرفت و آگاهي و درك سازماندهي، دفاع مشروع و حقوق خويش مبارزاتمان را بيوقفه نماييم. اگر سعي بر ايجاد محيطي سازماندهيشده و روشنگرانه گردد، مسلماً چنين بازيهايي خودبهخود خنثي خواهند شد.

ضروري است كه در مقابل ربودن دختران، تجاوز، سنگسار، اعدام، اشاعهي اعتياد و فحشا و… داراي موضعي انقلابي و سازماندهيشده بود. براي اينكه چهرهي واقعي افراد يا گروههايي كه زمينهساز چنين اعمالي هستند، بر تمامي جامعه عيان شود و در راستاي ريشهكن كردن چنين مواردي، تلاش و فعاليتي گسترده و مسئوليت اجتماعي شرط اساسي است. سازمانها و نهادهايي كه مدعي مبارزه با چنين باندها و جريانهاي ضداجتماعي و زنستيز هستند، بايستي بتوانند وظيفهي اساسي خويش را در برابر جامعه عملي سازند.

On August 6th, 2013, posted in: KJKONLINE, مبحث KJK by