ملت دموكراتيك؛ تضمين آينده‌ي آزاد

jما به‌عنوان جنبش آزادي زنان كردستان بارها و بارها از «بهار آزادي»، كه به معناي گسترش سازماندهي و ارتقاي هر چه بيشتر مبارزه و فعاليت‌هاي‌مان در راستاي پيشبرد جامعه‌اي اخلاقي‌ـ‌ سياسي مي‌آيد، بحث نموديم. طي دو سال گذشته ما كنگره‌ي‌مان را تحت شعار «با هويت آزاد جنبش زنان آزاد كردستان به استقبال بهار آزادي خلق‌ها برويم و در راستاي  آزادي رهبر آپو، سطح مبارزات‌مان را ارتقا دهيم» برگزار نموده و برنامه‌ي دو سال آينده را تعيين نموديم. ما امسال در ماه مي شاهد قيام‌هاي گسترده‌ي خلق‌مان در كردستان و همچنين ديگر خلق‌هاي خاورميانه بوديم. در واقع همه‌ي خلق‌هاي خاورميانه در ماه مي پيام «ما سرنوشت آزادمان را با دستان خويش رقم خواهيم زد» را با قيام‌هاي گسترده‌ي خويش در خيابان‌ها به همگان رساندند. قيام‌هاي گسترده و دموكراتيك خلق‌مان در شمال كردستان همراه با ديگر خلق‌هايي كه در تركيه زندگي مي‌كنند، نمود همبستگي و همزيستي دموكراتيك خلق‌ها بود. زيرا خلق‌مان در شمال كردستان نه تنها به انجام قيام‌هاي گسترده و فراگير سياسي، محدود نماند بلكه جهت بنيان نظام كنفدراليسم دموكراتيك نيز تلاش و كوشش وافري از خود نشان داد. يكي ديگر از دستاوردهاي خلق‌مان در شمال كردستان كه با ارتقاي سطح مبارزات آزادي‌خواهي خويش در راستاي كسب هويت مشترك خلق‌ها تحقق يافت، سازماندهي جبهه‌ي ملت دموكراتيك بود. از ديگر موارد مهم سازماندهي اتحاد و همبستگي خلق كرد بر پايه‌ي معيارهاي دموكراتيك است.

تاكنون مباحث‌ و گفتگوهاي ژرفي در مورد اصطلاح ملت دموكراتيك صورت نگرفته‌ است. سازماندهي ملت دموكراتيك در سطح خاورميانه بسي دشوار مي‌نمايد. اول، زيرا دخالت نظام امپرياليست در اواخر سده‌ي بيست و اوايل سده‌ي بيست و يك به‌بعد در خاورميانه سبب ايجاد تفرقه در خاورميانه شد. همچنين بنيان‌نهادن نظام دولت‌ـ ملت، با پيشبرد سياست اسلام دولتي‌شده در  خاورميانه و بي‌اهميت خواندن ارزش‌هاي معنوي خلق‌هاي خاورميانه عواملي هستند كه مانع تشكيل سازماندهي ملت دموكراتيك مي‌شوند. همچنين نظام امپرياليست با گسترش و نهادينه‌سازي ايدئولوژي مليت‌گرايي در جوامع خاورميانه و با سياست «تفرقه بيانداز و حكومت كن»، فرهنگ همزيستي و همبستگي خلق‌هاي خاورميانه را از هم گسسته و تمامي ساختارهاي نژادي را با همديگر بيگانه ساخته، پراكنده نموده و به دشمن مبدل نموده است. بدين‌گونه راه بر جناياتي همچون نسل‌كشي، قتل‌عام، اعمال سياست‌ كردكشُي، اجراي آسيميلاسيون، فاشيسم گشوده است. در عين حال با ليبراليزه ‌نمودن اخلاق، وجدان و اتوپياهاي انقلابي، تهاجمات ايده‌آليستي خود را بر جوامع خاورميانه گسترش داده است. بدين‌طريق با گسترش بي‌اخلاقي، بي‌وجداني، رقابت ناسالم، گرايشات فردگرايي، شيوه‌ي تربيت خانواده در رشد فرد را مبدل به قانون، نظم و شيوه‌‌اي از زندگي در جوامع نموده است. نظام امپرياليست براي خدمت به منافع خود، نظام دولت‌ـ ملت، لائيسم مطلق، مليت‌گرايي، شوونيسم و تقدس‌گرايي فاشيسم را با رنگ و لقابي ديگر تعميق بخشيده و آنها را به صورت نظم نوين بر خلق‌هاي خاورميانه و جهان تحميل مي‌كند. در نتيجه‌ي تحميل مليت‌گرايي و لائيسم، خاورميانه را به ميدان جنگ بي‌وقفه در آورده‌ است. مي‌توان گفت كه به اندازه‌اي كه خلق ارمني و كرد قرباني سياست‌هاي نسل‌كشي شده‌اند نيز، خلق‌هاي لاز، چركس، سورياني، كه‌لداني، آذري نيز قرباني سياست‌هاي سركوب و آسيميلاسيون شده‌اند. با اينكه خاورميانه نه از موقعيت جغرافيايي و دموگرافي و به از لحاظ فرهنگ اجتماعي هيچ دولت‌هاي امپرياليستي ندارد ولي امروزه مبدل به نيرويي با جهت سازماندهي و پيشبرد سيتسم كاپيتاليسم شده است. با مرزهايي كه تحت‌ نام ميثاق ملي قريب به يك سده است كه تعريف شده‌اند جوامع خاورميانه سياست‌هاي قتل‌عام،‌ نسل‌كشي و هرگونه اعمال ضدانساني‌ فاشيسم روبه‌رو گشته‌اند. بنابر ايدئولوژي مليت‌گراي دولت‌ـ ملت بر جوامعي كه از  همگرايي و همزيستي فرهنگ‌هاي متفاوت و غني در خاورميانه برخوردارند، سياست تفكيك و برتري‌يافتن يك فرهنگ بر فرهنگ ديگر اجرا مي‌گردد. نظام امپرياليست با  پيشبرد سياست‌هاي آسيميلاسيون خويش اديان، اعتقادات ديني و مذاهب، زبان‌ها و فرهنگ‌هاي‌ خلق‌هاي خاورميانه را قرباني استحكام‌بخشي به پايه‌هاي قدرتش نموده است. همچنين سياست آسيميلاسيون كه از جنايات انساني مي‌باشد را به حالت سياست رسمي دولت‌ها درآورده و بر جوامع تحميل مي‌نمايند.

مي‌توان گفت جوامع خاورميانه نيز تحت‌تأثير سياست‌ نظام امپرياليست قرار گرفته و جنگ‌ و خونريزيي زير لواي دين و مذهب را همچون كرداري مقدس برشمرده و آن را پذيرفته‌اند. لازم به ذكر است كه خلق كرد و بسياري از خلق‌هاي ديگر خاورميانه در قبال سياست‌هاي نظام مدرنيته‌ي كاپيتاليستي مبارزات چشمگيري نموده و دچار سركوب و قتل‌عام فراواني شده‌اند. خلق كرد قرباني جنگ تهاجمي اين نظام شده است. امروزه نيز با پيشاهنگي جنبش‌ آزادي‌خواهي خلق‌ كرد و زنان كرد اين مبارزات سطح بسيار به شكلي سازمان‌يافت‌تر تداوم مي‌يابد. بدين منظور رهبر آپو كردستان و قيام‌هاي آزادي‌خواهي خلق كرد را به‌عنوان سرچشمه‌ي اصلي قيام‌ خلق‌هاي خاورميانه ناميده و بهار امسال را بهار آزادي خلق‌ها ناميد. از ديرباز تا به امروز مبارزات و خيزش‌هاي آزادي‌خواهانه‌ي خلق كرد در برابر سياست‌ انكار، امحا و آسيميلاسيون دولت‌هاي‌ مستبد منطقه تركيه، ايران، سوريه و عراق بي‌وقفه ادامه داشته و دارد. ما به‌عنوان جنبش آزادي‌خواهي خلق كرد با ارتقاي سطح مبارزات‌مان، سياست و پروژه‌هايي را كه نظام امپرياليست خواهان اجراسازي آنها در خاورميانه و منطقه بود را خنثي نموده‌ايم. همچنين ما به‌عنوان جنبش آزادي‌خواهي خلق‌ كرد، هرگز اجازه‌ي چنين سياست‌هايي را چه در كردستان و هم در منطقه نخواهيم داد. نمونه‌ي آن نيز خنثي‌نمودن توطئه‌ي بين‌المللي توسط خلق‌مان است. نيروهاي نظام امپرياليستي و مستبد در منطقه در اواخر سده‌ي بيست با همكاري و همدستي همديگر، بر عليه رهبر آپو و خلق‌هاي خاورميانه ‌و خلق كرد توطئه‌چيني نموده و با به اسارت درآوردن رهبر‌ آپو اين توطئه آغاز گشت. رهبر آپو در تحليلات خويش  اين توطئه را «توطئه‌ي عليه‌ي خلق‌ها» ناميد. دخالت‌هايي كه در عراق و افغانستان صورت گرفتند، نشان‌دهنده‌ي صحت اين ادعا مي‌باشد. «رهبرآپو» با پيشبرد سطح مبارزات آزادي‌خواهي و مقاومت‌ ذهنيتي، جسمي و سياسي خويش در تهاجمات زندان امرالي در برابر تهاجمات نيروهاي توطئه‌گر، نقش مؤثري در برپايي قيام‌هاي دموكراتيك خلق‌هاي خاورميانه دارد. اگر توطئه‌ي بين‌المللي توسط رهبر آپو و خلق‌مان خنثي‌ نمي‌گرديد بدون‌شك سرنوشت بسيار شومي در انتظار خلق كرد و ديگر خلق‌هاي خاورميانه بود. اگر در آغار سال‌هاي 2000 تاكنون سطح مبارزات‌مان را عليه‌ به انجام رسيدن اهداف توطئه و توطئه‌گران ارتقا نمي‌داديم همچنين اگر گريلا موجوديت خود را حفظ نمي‌كرد، بدون‌شك وضعيت خاورميانه بسيار متفاوت‌تر از وضعيت كنوني مي‌بود و مقاومتي را كه امروزه خلق‌ها از خود نشان مي‌دهند، صورت نمي‌گرفتند. اگر هم‌اكنون علي‌رغم اينكه هزاران هزار سياست‌مدار و نماينده‌ي خلق كرد در زندان‌ها بسر مي‌برند و باز هم خلق‌ كرد آگاهانه‌تر از هميشه به سياست پرداخته و در عرصه‌ي سياسي فعالانه مبارزات آزادي‌خواهي خويش را تداوم مي‌بخشند، نيز نتيجه‌ي خنثي‌نمودن توطئه‌ي بين‌المللي است. سرپيچي‌هاي مدني كه خلق‌مان در تركيه به راه انداخته است دولت تركيه را درمانده نموده و آنان به هجومايي وحشيانه‌ عليه آن دست مي‌زند كه اين خود نشانگر شكست‌خوردن توطئه مي‌باشد. بنابراين مي‌توان گفت كه ما به‌عنوان جنبش آزادي‌خواهي خلق كرد و زنان كرد، نقش به‌سزايي در ميسر شدن «بهار آزادي خلق‌ها» داريم. همچنين راهكارهاي مبارز‌ه‌اي خواست‌هاي دموكراتيك‌مان به اسوه‌ي مبارزه‌ي خلق‌هاي خاورميانه مبدل شده‌اند. طي 30 سال مقاومت‌ انقلابي، ايستاري كه خلق‌مان از خود نشان داد سبب ارتقاي سطح مبارزات آزادي‌خواهي، سازماندهي و بينش در هر چهار بخش كردستان شد و هم‌اكنون نيز  اين مبارزات تمامي خاورميانه را دربرگرفته است.

اما اساسي‌ترين مشكلي كه مردم خاورميانه بدان دچار گرديده‌اند برقراري معيارهاي ساختار سياسي بعد از قيام‌ها است. بنابراين نظام سرمايه‌دار و انحصارطلب خواهان جهت‌دهي قيام‌هاي دموكراتيك خلق‌ها در راستاي منافع خود است. برآنند كه حكومت آينده را به نيروهاي وابسته به خود همچون گروهاي معتدل اسلامي بسپارند. ساختارهاي كنوني را تك‌تك و بنابه منافع سياسي خود از ميان مي‌بردارند. در راستاي عدم دستيابي خلق‌هاي خاورميانه به اراده‌ي آزاد، از راهكارهاي سياسي پليد استفاده مي‌كنند. كشتن بن‌لادن در ماه گذشته به دست نيروهاي غربي بيانگر همين راهكار است. بر همگان آشكار است كه بن‌لادن مهره‌ي اصلي نيروهاي انحصارطلب بود. در واقع اين نيروها با به‌كارگيري بن‌لادن خواستار سلطه بر خاورميانه بودند. اما چون ديگر جوابگوي منافع‌ سيري‌ناپذيري‌شان نبود، او و افرادي مانند او را از عرصه‌ي سياسي خارج نموده و تحت‌ عنوان ايجاد تغيير و تحولات در نظام خاورميانه چهره‌ي ديگري به سياست‌هاي امحاگرانه‌ي خود داده‌اند. آنان چون منافع‌ سياسي‌شان را در خطر ديدند، در طي يك عمليات نظامي بن‌لادن را دستگير كرده سپس او را كشته و جنازه‌اش را به دريا انداختند. بعد از گذشت چند روز در نيويورك راهپيمايي و مراسم جشني با نام پايان‌دهي افسانه‌ي ميت ــ بن‌لادن مرحله‌اي را پشت‌سر نهاده و مرحله‌ي نويني را آغاز كردند. اين در حالي‌ست كه ميان(پيدايش) تولد و مرگ دستگاه استخبارات ملي دقيقا ده سال وجود دارد، بدين‌منظور در اين مقطع زماني ميان طرفداران لادن و مخالفان او جنگ روي داد و در نتيجه‌ ده‌ها هزار كس كشته شدند. جنگ‌هايي كه در طي اين سال‌ها تحت‌نام اسلام و كفر ميان بن‌لادن و نيروهاي بين‌المللي صورت مي‌گرفت در واقع همه جهت لاپوشاني سياست مبتني بر سرمايه و قدرت آنان بود. همه‌روزه ما شاهد به‌قوع‌ پيوستن بازي‌هاي پليد آنان در منطقه هستيم. تحت‌نام  رسيدن به آزادي و برآورده ‌نمودن نيازهاي جامعه، وعده‌هايي به خلق‌ داده مي‌شود كه هيچ‌كدام عملي نمي‌شوند. معمر قذافي نمونه‌ي بارز اين واقعيت در خاورميانه مي‌باشد. معمر قذافي چنانچه كه نظرات و نگرش‌هاي خود را درباره‌ي نظم جهان‌ در كتاب «سبز» بيان نموده، مدعي‌ ايجاد تغيير و تحولات عظيمي در جامعه‌ي ليبي بوده و برقراري آزادي در ليبي را با ايجاد ساختار و نظمي نوين در راستاي اتحاد عشاير عربي ميسر مي‌دانست. حال‌آنكه هرگز خود را بخشي از حلقه‌ي قدرت‌ قلمداد نكرد. بدين‌ترتيب مي‌توان گفت كه معمر قذافي نيز نتوانست جامعه‌اش را از مبدل‌شدن به بخشي از بازي‌ قدرت‌ رها سازد. عشايري كه با معمر قذافي رابطه‌ي تنگاتنگي داشته و با هم پيمان‌هايي را امضا كردند، بعدها با روي‌آوردن به سياست‌‌هاي انگليس و اتحاديه‌ي اروپا، اتفاقاتي عليه معمر قذافي امضا نمودند.

آنچه كه امروزه در خاورميانه روي ‌مي‌دهد نشأت‌گرفته از برنامه‌ريزي‌هاي طولاني‌ مدتي مي‌باشند كه نمي‌توان آنها را ناديده گرفت. قريب 5 هزار سال است كه نظام قدرت‌گرا تمامي جوامع را از تاريخ راستين‌شان دورگردانيده است. آيا نمي‌توان راه‌حلي را براي اين مشكلات تاريخي يافت؟ بله مي‌توان يافت. رهبر آپو در دفاعيات مانيفست تمدن دموكراتيك و مانيفست مدرنيته‌ي دموكراتيك به واشكافي مشكلات جهان و جوامع پرداخته و راه‌حل‌هايي دموكراتيك براي گذار از آنها را ارئه نموده است.

بهترين و مناسب‌ترين راه‌حل گذار از مشكلات موجود نيز بنيان و سازماندهي نظام تمدن دموكراتيك و مدرنيته‌ي دموكراتيك است. بايد در مورد  بنيان و سازماندهي نظام تمدن دموكراتيك و مدرنيته‌ي دموكراتيك به غور و تعمق فكري بپردازيم. زيرا نمي‌توان در مدت زمان كوتاهي به سازماندهي چنين نظامي پرداخت. اما در مدتي كوتاه‌مدت مي‌توان به سازماندهي ملت دموكراتيك دست يافت. يكي از عوامل تأثيرگذار در قيام‌هاي دموكراتيك خلق‌هاي خاورميانه مبارزات و مقاومت بي‌وقفه‌ي خلق كرد جهت كسب‌ حقوق و آزادي‌ مي‌باشد. خلق كرد پيشاهنگ مبارزات آزادي‌خواهي خلق‌هاي خاورميانه است. همچنان كه در فوق نيز بدان اشاره نمودم خلق‌هاي خاورميانه بايد در برابر ذهنيت قدرت‌‌طلب و دولت‌گرا مبارزات سازمان‌يافته جدي، همه‌جانبه و فراگيري ‌را به راه بياندازند. مبارزات آزادي‌خواهي‌ خلق‌مان نيز در اين راستا مي‌باشد. مبارزه‌ي آزادي‌خواهانه‌ي خلق‌ كرد نه تنها در راستاي كسب هويت خويش بلكه جهت صيانت از حق و موجوديت همه‌‌ي خلق‌هاي خاورميانه است. به مبارزه‌ي آزادي‌خواهي مي‌پردازد. برخي از روشنفكران چنان مي‌پندارند كه در طي سال‌هاي اخير شيوه‌ي مبارزات و سياستي كه توسط رهبر آپو و جنبش‌ آزادي‌‌خواهي‌مان گسترش مي‌يابد تنها در راستاي منافع سياسي و مقطعي از زمان مي‌باشد. اين در حالي‌ست كه رهبر آپو و جنبش آزادي‌خواهي‌ خلق كرد از آغاز مبارزات‌ خود تاكنون بر پايه‌ي همبستگي، برابري و برادري خلق‌ها به مبارزه پرداخته‌اند. يكي از نكاتي كه رهبر آپو در دفاعيه‌ي خويش به نام نقشه‌ي راه بسيار بدان اشاره نموده، احترام به ارزش‌هاي آزادي‌خواهانه‌ي خلق‌ها مي‌باشد. بنابراين بايد براي ايجاد جامعه‌ي دموكراتيك هر كسي به سطح فكري و ذهنيتي  كه رهبر آپو بدان اشاره نموده است دست‌ يابد. براي همين نخست بايد در برابر نگرش‌، مفهوم، برخورد و رفتارهاي جنسيت‌گرايي، مليت‌گرايي و دين‌گرايي خود به مبارزه پرداخته و بتوانيم از آن گذار به عمل آوريم. خلق‌هاي خاورميانه بايستي جهت گذار از ساختار كائوس‌آساي موجود در خاورميانه با اعتقاد به راه‌حل ملت دموكراتيك به سازماندهي خويش بپردازند.

نظام ملت دموكراتيك، نظامي  در جهت مخالفت دولت است. چون نظام دولت‌گرا و به‌ويژه نظام دولت‌ـ ملت، جامعه را وادار و محكوم به پذيرش مفهوم و نگرش‌هاي انحصارطلبي مي‌كنند. مفهوم‌ يك دولت، يك زبان و يك پرچم نتيجه‌ي حاكميت جنسيت‌گرايي و تك‌ رنگي است. اين مفاهيم را مي‌توان در مجالس و  انتخابات دولت‌هاي منطقه همچون ايران، سوريه، عراق و تركيه ديد. زيرا بنابه مفهوم آنها هر چيز بايد تك رنگ باشد. اين مفاهيم همان مفاهيمي هستند كه 5 هزار سال است كه جامعه‌ي انساني را به بردگي كشانده است.

جامعه، ساختاري‌ست كه از ويژگي‌ها و تفاوت‌هاي متنوع و گوناگون پديد مي‌آيد. در آن هيچ انساني بر انسان ديگري برتري ندارد. همچنين مجبور به تبعيت ديگري نبوده و نخواهد بود. هر انساني به  طور برابر و مساوي از حق زندگي برخوردار مي‌باشد، حال اين انسان از چه رنگ و نژادي برخوردار باشد، تفاوتي ندارد. بنابراين اصطلاح ملت دموكراتيك عرصه‌اي‌ بر مبناي برابري و همزيستي مسالمت‌آميز همه‌ي رنگ‌ها و نژادها مي‌باشد.

نوروز جه‌ره‌ن

On August 6th, 2013, posted in: KJKONLINE, مبحث KJK by