نگاهی به وضعیت زنان در جامعه لُرستان

zareمادورا آسو

لرستان یکی از نخستین‌ سکونت‌گاه‌های قدیمی بشر بوده و در این خاک فرهنگ اصیل آریایی ریشه دوانیده است. محدوده‌ی این سرزمین عاصی و پوشیده از رشته‌ کوه‌های مرتفع زاگرس تا متصل نمودن دشت‌های سرسبزی که از آنزندگی می‌تراودامتداد می‌یابد. خلق این دیار جهت دفاع از فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی خویش همیشهمرتفع‌ترین نقاط برای زندگیرا انتخاب‌ کرده تا در امان باشند. بسان پرندگانی که نمی‌خواهند دست هیچ شکارچی به لانه‌یشان برسد. جاهای مرتفع و بلند همیشه برای خلق‌هایی که در خطر حملات پی‌ در پی بوده‌اند مکانی امن محسوب می‌شده است. کوردستانی‌ها معمولا جهت صیانت از ارزش‌های اجتماعی خود بسیار راحت یکجانشینی و یا شهرنشینی را برنگزیده‌اند. چونانکه دامان طبیعت و بلندای کوه‌ها را برای گذران زندگی مناسب پنداشته‌اند. کوه‌های پربرکت و سرشار از نمونه‌های گیاهی زاگرس برای خلق کوردستان نیز مناسب‌ترین جا بوده‌ است. از سویی دیگر از ذوب شدن و استحاله شدن در فرهنگ شهری‌ـ‌دشتی گریزان بوده‌اند. در راستای صیانت از این فرهنگ نیز طبیعتی که از آن زاده شده و از آن تغذیه می‌کنند را بهتر شمرده‌اند. منطقه‌ی لرستان نیز تنها محدود به چند دشت می‌باشد و سراسر آن کوه‌های سربه‌فلک کشیده‌ی زاگرس احاطه کرده است.اثار باستانی‌ای که در این دیار قدیمی به دست آمده‌اند تاریخی طولانی و فرهنگ غنی مردمان لرستان را به نمایش می‌گذارد. فراوانی آبشار، دریاچه، چشمه‌ و رودهای روان لرستان، مراتع سرسبز، غنای رو زمینی و طبیعی،زندگی کردن در دامانش را بامعناتر می‌سازد. حقیقتا از هوای پاک و خنک کوهستان‌های زاگرس زندگی می‌تراود.مراتع فراوان و بارندگی مناسب، امکان پرورش دام و کشاورزی دیم را در این منطقه فراهم می‌سازد. از همین روی، پیشه سنتی مردم لرستان دامپروری و کشاورزی بوده‌است. ساکنان مناطق شهری نیز، پیشه‌ور، بازرگان و یا صنعت‌گر بوده‌اند.

غارها و پناهگاه‌هایی که در دل این کوه‌ها وجود داشته‌اند زندگی را به مکانی امن جهت رفع نیازهای اولیه‌ی انسان مبدل ساخته‌اند. ساختن قلعه و دژهای بلندی که از دوره‌ی هخامنشیان و ساسانیان به جای مانده‌اند نیز نشانگر آنند که در آن موقع نیز مردم این دیار از حملات استعمارگران در امان نبوده و جهت دفاع از خود دست به ساختن چنین قلعه‌های محکم و مقاومی زده‌اند.

از قلم نیفتد که این سرزمیناز قدیم‌ سنگر قهرمانان و مبارزانی بوده است که جهت دفاع از ارزش‌های تاریخی و اجتماعی خود در مقابل استعمارگران خارجی که بی‌رحمانه بر آنها تاخته‌اند،‌ مقاومت و مبارزه نموده‌اند. همچنین میعادگاه زنان و مردان قهرمانی بوده است که در مقابل تاخت و تازهای حاکمان غارت‌گر و مستبد ایران از خود رشادت‌ها بر جای گذاشته و نامشان در تاریخ این خطه به زیبایی می‌درخشد. رشادت یوتاب‌ها، آریوها، قدم‌خیرها و… که تنها گوشه‌ای از دستاوردهای با ارزش‌ این مرز و بوم را بیان می‌کنند نیز‌ نشانه‌ی همین واقعیت اجتناب‌ناپذیرند. در ترانه‌ و آوازهای خلق لرستان می‌توان گوش به مقاومت و نبردهای جسورانه‌ی این قهرمانان سپرد. موسیقی و ترانه‌های حماسی در قوم لر در دو جهت عمل نموده‌اند؛ تشویق ایلات و عشایر به شرکت و حضور در میادین نبرد(مانند ترانه دایه دایه) و حفظ و زنده نگهداشتن یاد برخی از شخصیتهای حماسی قوم لر مانند قدم‌خیر.

شایان ذکر است که مردم لرستان نیز به دلایل متعددی که حاکمان ایران و سیاست نژادپرستانه‌ی‌شان مسبب‌ اصلی آن بوده از بسیاری لحاظ محروم نگه داشته شده‌اند. برای همین خیلی از وقت‌ها برای به تصویر کشیدن تاریخ خود متوسل گفتنقصه‌،‌ داستان، افسانه‌ و سرودن شعر و ترانه شده‌اند. در هر قصه و ترانه‌ی‌شان واقعیت تاریخی‌ایبازگو می‌گردد که بیانگر آلام و درد، رشادت و قهرمانی، عشق و فراقی‌ست که اندوخته و میراث زندگی خلق این دیار می‌باشد.

گفتنی‌ست: معمولا مردمانی که بیشتر با موسیقی و هنر سر و کار دارند، مردمانی شاد شناخته می‌شوند. غنای فرهنگی لرستان و استفاده از لباس‌های رنگارنگ و متنوعی که به احتمال زیاد از گوناگونی طبیعت الهام گرفته باشند نیز گوشه‌ای از این واقعیت را بیان می‌سازد.همچنین بر اساس کاوش‌های باستان شناسی در مناطق لرنشین، تصویری از رقص و پایکوبی بر قطعه‌ای سفالی به دست آمده که قدمت موسیقی در این منطقه را به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح رقم می‌زند.همچنین از آثار و شواهد به دست آمده در این مناطق تصاویری از آلات موسیقی دوران مانند شیپور و تنبور بر روی ظروف نقره وجود دارد که حاکی از رواج موسیقی نزد این قوم در عهد ساسانی است.امروزه نیز برخی از نغمه‌های باستانی در قالب مقام‌های موسیقی قومی باقی مانده‌ است.از قلم نیفتد که بعد از انقلاب اسلامی به علت برخوردهای شدید با اجرای موسیقی به ویژه موسیقی قومی، از میزان مشارکت موسیقی در بخش‌های مختلف زندگی قومی کاسته شد اما در گذشته که موسیقی شادمانه و غنایی همراه با رقص‌های جمعی صورت می‌گرفت بیشتر رواج داشت. شایان ذکر است که رژیم اسلامی ایران از شاد بودن و خوشحال بودن خلق‌ها هراس و دلهره‌ی بزرگی دارد. چنانکه برای در مضیقه‌ قرار دادن، بی‌سوادگذاشتن،‌ سانسور کردن،محدود نمودن،‌ پخش مواد مخدر بین جوانان و زنان، تنگ‌نظر و جزم‌گرا، سوگوار و عزادار نگه داشتن خلق‌های ایرانی به هر راهکار ضداجتماعی‌ـ‌فرهنگی متوسل می‌گردد. گویی اگر مردم ایران در بی‌نیازی زندگی کنند بازار غارت، اعدام، شکنجه،‌ دشمن‌تراشی، برچسب‌زدن‌های واهی،‌ زندان و… جمهوری اسلامی ایران کساد می‌گردد. هر چقدر خلق را به خود وابسته و محتاج سازد همان قدر پایه‌های قدرت خود را مستحکم‌تر می‌بیند. بدون تردید نظام حاکم بر ایران برای هر اتنیکو ملتی که در ایران زندگی می‌کند سیاست مختصی دنبال می‌کند که نتایج تراژیکش را هر روز شاهدیم.

از دگر سو هموارهساختار طایفه‌ای در بین خلق لر از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. ایلات و طوایف لرستان گستردگی زیادی دارند. خلق لر نیز از سیاست ویژه‌ی دولت‌ـ‌ملت که خلق‌ها را در محدوده‌ی مشخصی محصور می‌کند در امان نمانده‌اند. این در حالی‌ست که در خیلی از شهرهای شرق و جنوب کوردستان و ایران لرها پراکنده‌اند. ولی زمام‌داران حاکم بر ایران همیشه با ترویج سیاست محدودسازی و محصور‌نمودن در یک جای کوچک و یا به قول خودشان «استان» جهت فزونی کنترل خویش بر خلق‌های موجود در ایران استفاده نموده‌اند. ولی ساختار طایفه‌ای‌ـ‌عشیره‌ای موجود در کوردستان چه در بین لرها چه در بین کورمانج،‌ کلهر، سوران، هورمان و… اجازه‌ نداده است که سران حاکم به راحتی بتوانند در این سرزمین سیاست آسیمیله‌گر و غارت‌گر خویش را اجرایی کنند. در خیلی از مواردطایفه و یا عشیره‌ها ترجیح داده‌اند جهت حل مشکلات خود از نیرو و تجربه‌ی موجود در بین خودشان استفاده و یاری بجویند تا که متوسل به مراکز اداری‌ـ‌دولتی حاکمان نشوند. تاریخ نمونه‌های زیادی در خود ثبت دارد که بارها و بارها قیام و مقاومت در مقابل سیاست حاکمان را تصویر می‌کند. بنابراین به راحتی پذیرفتن چنین ذهنیت فرهنگ‌ستیز و جامعه‌ستیز نیز از سوی قبایل و ملت‌ها صورت نگرفته است.

در خطوطی کلی سعی کردیم کمی بر فرهنگ، تاریخ و وضعیت اجتماعی لرها متمرکز شویم. ولی هدف اصلی این مقاله از دل این حقایق جایگاه و موقعیت زنان لُر را جستن و برجسته نمودن است. به مراتب به جایگاه و مقام زنان بین جوامع آریایی سخن به میان آورده‌ایم. قداست و نیروی محرک و اصلی زنان را سعی کرده‌ایم اندک هم باشد یادآوری کرده باشیم. هکذا جامعه‌ی لرستان نیز از این قائده مستثنا نمی‌باشد. جامعه‌ای که پیرامون زن‌ـ‌مادر شکل گرفت همچنان قداست خود را در بین خلق کوردستان، از لرگرفته تا کلهر و سوران و کرمانج حفظ نموده است. ولی با پیدایش هیرارشی و قدرت تمرکزگرا، تعاریف منحرف و منفی نیز راجب به این جایگاه و موقعیت صورت پذیرفته‌اند. بنابراین در این مقاله جهت برجسته کردن و پیشرفت جوانب مثبت تلاش کرده و به تحلیل،‌ واکاوی و بررسی جوانب منفی که جزم‌گرا،‌ غیرفرهنگی و تحمیلی هستند نیز پرداخته و در راستای ‌گذار از آنها اهتمام خواهیم ورزید.

در بالا به ساختار طایفه‌‌ـ‌عشیره‌ای بین لُرها اشاره شد. جوانب مثبت آن را در خطوطی کلی توضیح دادیم. حال به جوانب منفی‌ایخواهیم پرداخت که قربانیان و آسیب‌دیدگان اصلی آن زنان می‌باشند. البته شایان ذکر است که شاید توضیح و پرداختن به همه‌ی موارد در زمان کم این مقاله نگنجد. بنابراین سعی می‌کنیم به موارد کلیدی اشاره شود.

ذهنیت مردسالاری که از آن به مراتب بحث کرده و جهت گذار از آن نیز با تمام توان خود به مبارزه برخاسته‌ایم تا منافذ زیرین جامعه نفوذ کرده‌ است. چه در قالب دولت‌ـ‌ملت نفوذ کرده باشد، چه در قالب نظام فئودال‌ـ‌اربابی و چه مذهبی‌ـ‌دینی. بنابراین هیچ جامعه‌ای از تاثیرات این ذهنیت مصون نمانده است. هر چقدر که شهری نشده باشدـ‌که البته امروزه از چنین مقوله‌ای نیز نمی‌توان به صراحت سخن گفت‌ـ و یا در کوهستان‌ها به گذران امور روزمرگی نیز مشغول باشد باز هم از تله‌های ذهنیت شکارگر مردسالار در امان نمانده است. این ذهنیت به هر نحوی که شده خویش را به افکار تزریق کرده و به فتح اذهان پرداخته است. بنابراین شاید جامعه‌ی لرستان و یا کوردستان سعی کرده باشد که با بسنده کردن به نظام طایفه‌ـ‌عشیره‌ای از ارزش‌های خود مراقبت کند ولی آیا با مراقب صرف و محدود ماندن در چارچوبی مشخص می‌توان به غنای فرهنگی و ذهنیتی دست یافت. آیا می‌توان از نفوذ ذهنیت مزبور در صورت عدم نبود ایدئولوژی‌‌ای منسجم و انعطاف‌پذیر از ارزش‌ها تاریخی صیانت به عمل آورد و در قالب‌های تنگ‌نظرانه‌ی خود محصور نماند. در ثانی برخی از آداب و رسوم رسم شده چنان زن‌ستیزند که شکی نیست زائده‌ی همین ذهنیت‌اند و لزومی ندارد به حمایت و مراقبت از آنها برخاسته و آن را بخشی از فرهنگ خویش بپنداریم. شایسته است که جهت تعریف از فرهنگ و آداب به بینشی تازه‌‌تر و بهتر دست یابیم.

خوار دیدن زنان و طرد کردنشان از همه‌ی حوزه‌ها به‌ویژه‌ عرصه‌های اجتماعی‌ـ‌سیاسیتضعیف فرهنگ اجتماعی ما را موجب خواهد شد. عدم تغییر، تحول و گذار از گرایشات اشتباهی که تحت نام فرهنگ به جامعه‌ی ما عرضه می‌شوند موجب تخریب ارزش‌های اجتماعی ما خواهند شد. آداب و رسوم تا زمانی معقول و مقبولند که به فرهنگ‌سازی و پیشرفت جامعه خدمت کنند نه به تضعیف و عقب‌ماندگی. برخی از پژوهشگران طی پژوهشی بین زنان لرستان به این نتیجه رسیده‌اند که زنان از شرکت در حوزه‌های اجتماعی گریزانند. حال سوأل اینجاست چرا زنان لرستانی از شرکت در عرصه‌های اجتماعی سر باز زده و گریزانند. جواب ساده است آنها خوب بر این امر واقف‌اند که چهار دیوار خانه برایشان عرصه‌ی شکوفایی و بالندگی نیست ولی وضعیت بیرون از خانه را چنان ناامن و وخیم می‌بینند که همان محصور ماندن در بین چهار دیوار را ترجیح می‌دهند تا اینکه در آن حوزه‌ها هیچ امنیت و آرامشی نداشته باشند. وضعیت جوامع چنان بغرنج است که حتی انسان‌های زندانی نیز خود را آزادتر از انسان‌های به قول خودشان بیرون احساس می‌کنند. من این را تصدیق نمی‌کنم که بایستی در چنین شرایطی از خانه بیرون نیامد رهبر آپو نیز اذعان دارند در صورت عدم امنیت کافی و بدون هیچ پشتوانه‌ای قدم گذاشتن در این حوزه‌ها را ترجیح نکنیم. البته این یک راهکار کوتاه مدت می‌تواند باشد ولی حلال مشکلات مورد بحث نیست. تنها راه گذار می‌تواند مبارزه‌ای گسترده و منسجم علیه این ذهنیت و اشکال آن اعلان کردن باشد. این مبارزه‌ است که می‌تواند آینده‌ای امن، آرام و آزاد را تضمین کند. البته من به این امر اعتقاد راسخ دارم که هیچ زنی مایل نیست در چهار دیوار خانه و یا هر جای دیگری که فکر، اندیشه،‌ روح و بیان وی را محدود کند،‌ بماند.

شایان ذکر است که ساختارها و قالب‌های حاکم در حوزه‌های متفاوت جامعه آنقدر مردانه و کلیشه‌ای‌ هستند که به راحتی موفقیت و حضور یک زن را در کنار خود برنمی‌تابند. هنوز هم در فیلم، سریال و برنامه‌های تلویزیونی محلی و سراسری شاهد به تصویر کشیدن واقعیت‌هایی هستیم که تازه زنان می‌خواهند برای کارفرماهای‌ـ‌مردـ توانایی و استعدادهای خود را اثبات کنند. بنابراین جو ناآرامی که هر روز روحیه‌ و غرور زنان را جریحه‌دار می‌کند یکی از دلایل اصلی‌ست که عدم رضایت زنان درحوزه‌های اجتماعی را هویدا می‌سازد.

عدم اعتماد به نفس کافی و خودباوری نیز یکی از دلایل بسیار مهمی‌ست که گریز را به جای مقابله و مبارزه ترجیح می‌دهد. ترس از ناموفقیت و شکست در امور کاری یکی از دغدغه‌های اساسی زنان به شمار می‌آید. چونکه فضای حاکم همیشه بر علیه‌شان بوده و هرگونه ناموفقیتی نیز به سهم زن بودنشان گذاشته می‌شود. نوع نگاه به توانایی‌ها و خواسته‌های زنان اشتباه و مردانه است. بستری که زنان بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کرده و به بالندگی و خودباوری لازم برسند نیز محیا نبوده و در نتیجه نیروی موثرشان به هدر می‌رود. چنين طرز نگرشي روز به روز باعث مي‌گردد كه از شمار زنان شاغل و يا فعال در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي نيز كاسته شود. بنابراين اگر زنان از اين حوزه‌ها گريزانند عامل اصلي اين مشكل ذهنيت جنسيت‌گرا و مردسالار مي‌باشد. بدون شك تحمل بينش مردسالارنه حاكم بر محيط كار براي زنان چنان آسان نمي‌باشد. لذا زنان مجبور نيستند چنين بينشي را تحمل کرده و يا بخاطر آن دست از كار و زندگي بكشند. ديگر زمان آن رسيده است كه به تمامي و از هر لحاظ به استقلال كافي دست يابيم. ناديده گرفتن چنين مشكلاتي نيز به اندازه‌ي فرار از آن حل مسئله را بغرنج مي‌كند. بنابراين به هيچ وجه نبايد ميدان را برای آنها تهي كرده و اراده‌ي مقابله و مبارزه را از دست داد. ديگر زنان مجبور نيستند براي ختم قائله عقب نشيني كنند. اگر اين يك مبارزه است پس بايد از هر لحاظ آماده‌ی مقابله و مبارزه بود.

براي در هم شكاندن ذهنيت حاكم هر كسي نياز به دفاع ذاتي دارد. هر زني بايستي بر اين امر واقف باشد كه تنها صاحب او خود اوست و تنها سلاحي كه بتواند او را نجات دهد و به پيروزي برساند اعتماد به نفس و درك كافي از توانايي‌هاي خود اوست. بنابراين طرز نگرش حاكم بر جامعه‌ي لرستان نيز از همان بينشي سرچشمه مي‌گيرد كه زن را نصف مرد و ملك مرد مي‌بيند.

از قلم نيفتد كه هميشه آمار خودكشي‌ها، معتادان، ارتش بيكاران، فقيران و… در بخش‌هاي كوردستان بيش از مناطق ديگر ايران بوده است. اين نيز از سياست ضد كورد رژيم سرچشمه مي‌گيرد. يكي از سخنان معروف حاكمان ايران اين بوده كه «با گرسنه نگه داشتن سعي كنيد خلق‌ها را تربيت كنيد تا هميشه محتاج و وابسته به ما باشند، مبدا بگذارید که روزي شكم‌شان سير شود و هواي استقلال‌طلبي به سرشان بزند». بنابراين بي‌مورد نيست كه در لرستان و ديگر مناطق كوردستان ارتشي از بيكاران درست كرده‌اند. تا هر روز كه لازم بود از اين نيروي بيكار سوءاستفاده ابزاري گردد. حال شاغل شدن براي زنان در چنين مناطقي به‌مراتب سختر مي‌گردد. هم سياست‌هاي تبعيض‌آلود نظام و هم بينش مردانه حاكم بر جامعه عرصه‌‌ي كار را براي زنان با زحمات بسياري مواجه مي‌سازد. تا طرز نگاه اشتباه حاكم بر جامعه تغيير نكند كه قبل از هر كس زنان مسئول تغيير دادن اين نگرش هستند وضع بهتر نخواهد شد. به اندازه‌اي كه مبارزه صورت گيرد تغيير نيز شکل مي‌گیرد. بنابراين با روش‌هاي متفاوت و گوناگون مي‌توان عرصه را بر اين ذهنيت و اشكال آن تنگ نمود. ما بايد به اين واقعيت پي ببريم تا وقتي كه خويش را از قيد و بندهاي اين ذهنيت نرهانيم نخواهيم توانست به كوردستاني آزاد و جامعه‌اي دموكراتيك دست يابيم. به اندازه‌اي كه سياست كوردستيز رژيم ايران براي فرهنگ و ارزش‌هاي جامعه‌ي كوردستان مضر است به همان اندازه نيز آداب و رسوم اشتباهي كه تنها كنج خانه را لايق زنان مي‌بينند برای جامعه زهرآگين‌اند. اين در حالي‌ست كه در همه‌ي ادوار تاريخي شاهد قهرماني و رشادت‌هاي زنان كوردستاني بوده‌ايم كهدوش به دوش مردان نه تنها در شرايط سخت زندگي بلكه در ميدان‌هاي نبرد نيز به مبارزه و مقاومت دست زده‌اند. هنوز هم آوازه‌ي زنان سواركار و جنگجوي لرستاني بر زبان‌ها جاريست. بنابراين زنان لرستانی از توانايي و استعدادهای بی‌نظیری برخوردار می‌باشند. شرايط سازماندهي نمودن و بكارگيري اين پتانسيل نيز با مبارزه و تلاش لازم ميسر مي‌گردد.

مبارزه را بايستي در همه‌ي عرصه‌ها پیشبرد داد و گنجاند. در مقابل هرگونه نگرش و عملي كه استثمار مي‌كند، خوار و كوچك مي‌بيند، طرد می‌کند و آزار می‌دهد بايد مقاومت و تلاش جهت گذار از اين پديده يعني ذهنيت خشونت‌طلب انجام گيرد. از زاويه‌اي ديگر اگر بنگريم به آمار سرسام‌آور خودكشي بين زنان لرستاني برمي‌خوريم كه نه تنها نگران كننده،‌ بلكه زنگ خطري‌ست براي جامعه.شاید در نگاه کسانی که به این عمل دست می‌زنند یک عصيان و قيام باشد ولی راه حل نیست.از یک لحاظ در خود چنين پيامي نهفته دارد:« من حاضر هستم بميرم ولي آماده نيستم بدين‌گونه زندگي كنم».

بنابراین این پدیده مقوله‌اي نيست كه‌ بتواند بي‌تفاوت و به راحتي از كنار آن گذشت. واقعیت این است: كيفيت زندگي چنان افول كرده كه زنان حاضر نيستند به چنین امری تن داده و آن را بپذیرند. ما هرگز این روش را برای ابراز نارضایتی مناسب ندیده و نمی‌پذیریم. چراکه نه تنها راه حل نمی‌باشد بلکه بر شمار مشکلات نیز می‌افزاید. بایستی به جای خاتمه دادن به زندگی خود به این ذهنیت و اشکال زاده‌ی شده‌ی آن پایان داد. خودکشی معضلی اجتماعی‌ست که زائده‌ی ذهنیت مردسالار می‌باشد.چنین ذهنیتی به طور متداومبه تزریق و تکثیر معضل در سطح جامعه پرداخته و می‌پردازد. چنانکه در پی بی‌معنا، بی‌ارزش، بی‌اهمیت و فانی جلوه دادن حیات است. برآنند شخصیت‌هایی بسازند که فاقد هرگونه احساس مسئولیت و ابتکار عملی در قبال جامعه باشند. زنان در هر کجای دنیا و از کدام تبار و نژادی باشند از همان ذهنیتی رنج می‌برند که روزانه زندگی را به ورطه‌ی نابودی سوق می‌دهد. شاید در هر کشوری میزان خشونتی که بر زنان اعمال می‌گردد متفاوت باشد ولی این تفاوت هیچ تغییری در محتوای موضوع ایجاد نمی‌کند. بنابراین کسب انسجام در شیوه‌ی سازماندهی شرط و اساس مبارزه خواهد بود. مسلح شدن به سلاح ایدئولوژی، رهایی و آزادی ما را تضمین می‌کند. وگرنه ما نیز بسان خیلی از زنانی که در راه آزادی تلاش و جانفشانی کرده‌اند با گذشت مقطع زمانی مشخص و یا تغییری کوچک از مسیر تداوم مبارزه خارج خواهیم شد. مبارزه نمی‌تواند مقطعی و یا گاه گاهی باشد. بایستی در سیاق مبارزه به موقعیتی پایدار دست یافت. نبایستی تغییر دولت و یا نهاد دیگر موجود در بستر قدرت موجب غفلت ما شده و یا شور مبارزه را در دل ما کاهش دهد.

بنابراین ما توانایی، استعداد و سطح آگاهی خود را تنها برای خودمان اثبات خواهیم کرد. الزامی‌ست که از هر لحاظ به بینشی منطقی جهت کسب جایگاه و موقعیت خود دست یابیم. به هیچ وجه خودکشی،‌ فرار، عقب‌نشینی و سکوت راه چاره نبوده و نیست.بایستی به آن طرز نگرش و فکری که بر این باور است « زنان عادت کرده‌اند از خانه بیرون نیایند و برای خود دغدغه‌ای ایجاد نکنند» پایان داد. تأکید می‌کنم: ما مبارزه نمی‌کنیم که خویش را برای کسی اثبات کنیم ما مبارزه می‌کنیم چون این طرز زندگی را نپسندیده و خواهان تغییر آن هستیم. همچنان بر این باوریم که با اتحاد، همبستگی، همفکری، همدلی و هماهنگی‌ای‌ سازماندهی شده، خواهیم توانست به آینده‌ای آزاد دست یابیم.

فرجام سخن زنان لرستانی بایستی جهت احیای موقعیت و جایگاه تخریب شده‌ی خود در سطح جامعه‌ی‌ کوردستان تلاش و کوشش کنند. بی‌تردید نقشی که زنان لرستانی در تاریخ مبارزاتی کوردستان ایفا کرده‌اند بامعنا و پراهمیت است. مبارزه صرف اسلحه به دست گرفتن و یا در میادین مشخص مبارزه حضور به هم رسانیدن نمی‌باشد این یک جنبه‌ی قضیه است جنبه‌ی دیگر آن این است که اگر فرهنگ لرستان تا به امروزه از گزند آسیمیلاسیون محفوظ مانده‌، اگر هنوز در لابه‌لای سخنان و قصه‌های شبانه‌ی کودکان لرستانی نام زنان و مردان مبارز و قهرمان می‌درخشد، اگر هنوز موسیقی لرستان جذابیت و خاص بودن خود را حفظ می‌کند، اگر هنوز بین قبیله و عشیره‌های لرستان احترام به زن مرسوم است، اگر تصمیم یک زن می‌تواند به نزاع‌های خونی موجود در قبیله‌ها پایان دهد و اگرهای بسیاری که پرداختن با آنها لزومی ندارد، نشانه‌ی همین مبارزه و مقاومتی بوده که زنان لرستانی‌ـ‌کوردستانی از خود نشان داده‌اند.

اما جوانب مثبتی که بیش از اینها در بین خلق لرستان مرسوم است به تنهایی برای رهایی و آزادی زنان و جامعه از یوغ بردگی و استعمار کافی نمی‌باشند. چنانکه جوانب منفی و تحمیلی که گذار از آنها حیاتی می‌باشد نیز عامل اصلی ارتقاء دادن مبارزه‌ خواهند بود. بایستی به روحیه‌ی جسور و فکر خلاقی که در میادین مبارزه پیروزی‌های زیادی را به نام خود ثبت کرده نیرو بخشید و به کلید حل معضلات و مشکلات موجود در جامعه مبدل گشت.LORI1k

On July 6th, 2013, posted in: Jineolojî, KJKONLINE, مبحث KJK by